خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از غصه هجران تو دارد دردیخسته ای، سوخته ای، عاشق غم پروردی
۲
آن چنانم ز فراقت که میان خونمغور این قصه نداند دل هر نامردی
۳
عشق را خسته دلی باید و جان محزونعشق وارد نشود بر دل هر بی دردی
۴
عاشقم، عاشق و پیدا نتوانم گفتنکه بر آن خاطر نازک بنشیند گردی
صفحهٔ ۱ از ۲