خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ما بغمزه بردی، رخ مه نمی نماییبکجات جویم، ای جان، ز که پرسمت؟ کجایی؟
۲
بگشا نقاب و آن رو بنما بما،که ما رابلب آمدست جانها ز مرارت جدایی
۳
بنماند جانم از درد و بماند تاا قیامتبمن اسم جان سپردن،بتو رسم دلربایی
۴
نه چنان خراب و مستم،که توان مرا کشیدنز طریق عشق و رندی،بصلاح و پارسایی
صفحهٔ ۱ از ۲