خلوتی با قاسم انوار
شماره ۲: بیا، ای ساقی جانها، بیار آن باده در گلشن
ملمعات ترکی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا، ای ساقی جانها، بیار آن باده در گلشنبه غایت خوشدلم کان یار میپرسد که: سن کیم سن؟
۲
به جانان گفتم: ای دلبر، خرابم از غمت یکسرولی میخوانم این از بر: بو سوز نی سین ایشماس سن
۳
زهی الطاف بیپایان، که مییابد دلم پنهانسلامم کرد و جامم داد و زانو زد که: سن ایچ سن
۴
مرا میگوید آن جانان چه حیرانی و سرگردان؟صفاقیل سن، وفا قیل سن، اگر سم عاشقی قیل سن
صفحهٔ ۱ از ۲