خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنون نمی کند از خویشتن جدا ما راچه احتیاج به یاران آشنا ما را
۲
اگر چه ساده خیالیم ساده لوح نه ایمکدام وعده چه دل دیده ای کجا ما را
۳
کشیده تیغ و تغافل گرفته دامانشکجا شناخته آن ترک میرزا ما را
۴
خجل ز همرهی مستی و خمار شدیمبگو چه رنگ برآرد دگر وفا ما را
صفحهٔ ۱ از ۲