شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بسکه غمت گداخت ما رانتوان از ما شناخت ما را
۲
در ششدر داو رشک بودیمدل برد ز غیر و باخت ما را
۳
شرمنده دل چرا نباشیمهر چند که سوخت، ساخت ما را
۴
صد زخم جگر نواز بردیملعلش نمکین نواخت ما را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth