شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما رازخون توبه موج گل کند پیمانه ما را
۲
شرابت دام می چیند تغافل جام می بخشدبه ما گر واگذارد دل وفا بیگانه ما را
۳
سپند چشم بدکام دو عالم می توان کردنشرابت می پرستد گریه مستانه ما را
۴
ز رویت شعله ها گلشن ز خویت شمع ها روشنتماشا برگ گل سازد پر پروانه ما را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth