شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دل مردم عالم خبری نیست مراچه کنم غیر وفا نامه بری نیست مرا
۲
چشم و دل وقف تماشای دگر ساخته امگریه شامی و آه سحری نیست مرا
۳
همچو آیینه همین از دگران می گویممی توان دید که از خود خبری نیست مرا
۴
سر پرواز دل خسته سلامت باشدنشوی ایمن اگر بال و پری نیست مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth