شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگه دزد فریبد رم آن بدخو رامژه برهم نزنم تا نکنم صید او را
۲
چه غباری که پری دیده آشوبی نیستتا نظر کرده ای از گردش چشم آهو را
۳
گشت عمری که نظرکرده خورشید دل استمی دمد صبح به هر جا که نهم پهلو را
۴
دشت را ناله ناقوس دلم بتکده ساختچون نگاه تو فرنگی نکشد آهو را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth