شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بسکه خورد نیش خموشی بیان ماخون شد به رنگ غنچه زبان در دهان ما
۲
فیض هوای شوق جهانگرد بیشترپرواز می کند چو هما استخوان ما
۳
جایی که خاک معرکه پرواز می کندگردی که بر نخاسته از جا نشان ما
۴
شد استخوان سینه سطرلاب امتحانداغ تو بود اختر هفت آسمان ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth