شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌رسد مست شکوه کاهی‌هاگله مشتاق عذرخواهی‌ها
۲
از لبش بوسه‌ای طمع دارمدر گدایی است پادشاهی‌ها
۳
سینه صافی بهشت راحت ماستدوزخ کیست کینه‌خواهی‌ها
۴
روز عید بهانه‌جویی‌هاستوای بر جان بی‌گناهی‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth