خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پری رخی است عرق کرده عکس ماه در آببساط آینه وا می کند نگاه در آب
۲
فریب خورده دل گر به طرف جو گذردحباب می شکند گوشه کلاه در آب
۳
جنون نه زحمت کشتی کشد نه منت موجبه پای شوق تو وا کرده ایم راه در آب
۴
ندید روی زمین جای یک دم آسایشحباب رفت و بنا کرد خانقاه در آب
صفحهٔ ۱ از ۲