خلوتی با پروین اعتصامی
شمارهٔ ۱۲۱ - گرگ و سگ
مثنویات، تمثیلات و مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیام داد سگ گله را، شبی گرگیکه صبحدم بره بفرست، میهمان دارم
۲
مرا به خشم میاور، که گرگ، بدخشم استدرون تیره و دندان خون فشان دارم
۳
جواب داد، مرا با تو آشنائی نیستکه رهزنی تو و من نام پاسبان دارم
۴
من از برای خور و خواب، تن نپروردمهمیشه جان به کف و سر بر آستان دارم
صفحهٔ ۱ از ۵