شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نگاهش خلد ایما پر گل استاز رخش باغ تماشا پر گل است
۲
خواب آسایش به چشم ما کندخار دارد نقش دنیا پرگل است
۳
با خیال او سفرها کرده ایمعالم از نقش پی ما پر گل است
۴
دامن قاتل نگیرد خون ماکی شود پژمرده هر جا پرگل است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth