شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی نشناسیم دل از دست کدام استدر دور تو هشیار که و مست کدام است
۲
جان بر لبم آماده تدبیر شکار استصیدی که ز دامت به فسون جست کدام است
۳
شد بستر آسودگیم زخم تغافلمرهمکده لطفی اگر هست کدام است
۴
سرکش تر و بیباک تر از شوخی طفلیآن شیشه که در دست تو بشکست کدام است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth