شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فغانم از دل دیوانه گرم استغبار تربت پروانه گرم است
۲
به چشم کم غبارم را چه بینیدل صحرا به این دیوانه گرم است
۳
چرا لب تشنه ساغر نباشمهوای گلشن میخانه گرم است
۴
به داغ تازه ماند سایه گلسرش از گردش پیمانه گرم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth