خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم بدخو چون هجوم آورد طاقت خوشنماستچون غضب شمشیرکین بندد مروت خوشنماست
۲
پیر خود بار اطاعت برده بر دوش غروراز جوانان خجالت پیشه طاعت خوشنماست
۳
رستمی در گفتگو با خصم عاجز کیش نیستدست داری حرف عجز آمیز جرأت خوشنماست
۴
چون شود بیدار کارش بیش می آید ز دستجوهر شمشیر را خواب فراغت خوشنماست
صفحهٔ ۱ از ۲