خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عالم حکم اشک ما روان استزمین آیینه دار آسمان است
۲
سرایتهاست با این چهره زردگل سیراب اشکم زعفران است
۳
چها گل می کند در عشقبازیبهارش دست پرورد خزان است
۴
چرا رنگین نسازد انجمن راکدوی باده پیر دلجوان است
صفحهٔ ۱ از ۲