شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به حرف لب نگشودن رسایی سخن استخموشی آلت زور آزمایی سخن است
۲
هوس زغنچه گوهر گلاب می گیردچه شد مرا ز لب او گدایی سخن است
۳
طراوت چمن سبزه نگاه غزالنسیم گلشن وحشی ادایی سخن است
۴
شمیم وحشی گلزار تازه الحانیغبار رهگذر عطرسایی سخن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth