شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صیقل رسوایی راز نهان پیداست کیستمو به مویم تا به مغز استخوان پیداست کیست
۲
خار و گل در باغ دل جوش انا الحق می زنندشبنم یکرنگی این بوستان پیداست کیست
۳
دیده آیینه اختر شناسان کور باداز غبارم پرده دار آسمان پیداست کیست
۴
برگ برگ این چمن آیینه دار وحدت استکی گشایم بال جرأت باغبان پیداست کیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth