خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از راز محبت که گلی جز خطرش نیستآن گشته خبردار که از خود خبرش نیست
۲
تأثیر هوس در گرو گفت و شنید استعاشق دل پیغام و دماغ خبرش نیست
۳
هر شور تغافل نمک زخم نگاهی استحرف است که بر حال اسیران نظرش نیست
۴
تا کی بگدازیم در آن بزم ز غیرتگر گل شده پروانه غم بال و پرش نیست
صفحهٔ ۱ از ۲