خلوتی با پروین اعتصامی
شمارهٔ ۱۴۵ - مور و مار
مثنویات، تمثیلات و مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با مور گفت مار، سحرگه بمرغزارکاز ضعف و بیخودی، تو چنین خردی و نزار
۲
همچون تو، ناتوان نشنیدم بهیچ جاهر چند دیدهام چو تو جنبندگان هزار
۳
غافل چرا روی، که کشندت چو غافلانپشت از چه خم کنی، که نهندت به پشت بار
۴
سر بر فراز، تا نزنندت بسر قفاتن نیکدار، تا ندهندت به تن فشار
صفحهٔ ۱ از ۸