خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که گفته سنگ دلت کفه محبت باددعای کیست که صبرم رمیده طاقت باد
۲
مرا به عاشق دیوانه رحم می آیدغریب کیست دلش آشنای طاقت باد
۳
در آتش دل الفت ندیده خویشمکه آرمیدگیش صید دام وحشت باد
۴
هزار رنگ شکفتند میکشان ساقیگل همیشه بهار تو ابر رحمت باد
صفحهٔ ۱ از ۲