خلوتی با پروین اعتصامی
شمارهٔ ۱۵۲ - نغمهٔ رفوگر
مثنویات، تمثیلات و مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب شد و پیرِ رفوگر ناله کردکای خوش آن چشمی که گرمِ خفتن است
۲
چه شب و روزی مرا، چون روز و شبصحبتِ من، با نخ و با سوزن است
۳
من به هَر جائی که مسکن میکنمبا من آنجا بختِ بد، هم مسکن است
۴
چیره شد چون بر سیه، موی سپیدگفتم اینک نوبت دانستن است
صفحهٔ ۱ از ۸