شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز رنگین شیوه ها گلزار بلبل آفرین داردتبسم زیر لب خنجر به کف چین بر جبین دارد
۲
ز گرد کین دل گر شیشه بینی آب شمشیر استچو دشمن صاف گردد زهر در زیر نگین دارد
۳
چه بیدود آتشی دارد قناعت گلخنش گلشنجدا هر شعله صد گنج شرر در آستین دارد
۴
خراش ناله زنجیر دام عیش می گرددگرفتار جنون کی خاطر اندوهگین دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth