شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل زخم که جان داغ که گل خار که داردحیرت به کف آیینه دیدار که دارد
۲
از ذره گریبان هوا دامن باغ استگردم نظر از جلوه رفتار که دارد
۳
دامان شفق چاک گریبان تماشاصبح آینه از شبنم گلزار که دارد
۴
خاکستر ما پیرهن رنگ بهارستیوسف خبر از گرمی بازار که دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth