شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جنون داغی ز سودای تو باشدچمن بویی ز گلهای تو باشد
۲
سراپا دیده شد آیینه دلکه حیران تماشای تو باشد
۳
اگر سرو است اگر شمشاد اگر شمعفدای قد رعنای تو باشد
۴
اگر نرگس اگر مینا اگر جامهلاک چشم شهلای تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth