شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمی که از نگهت سرمه ستم نکشدعجب که آینه چون گل جبین به هم نکشد
۲
فدای بیکسی کعبه گرفتاریکه صید منت خونگرمی حرم نکشد
۳
ز اختلاط پریشان عیش در قفس استدلم که ناز سبکروحی الم نکشد
۴
به جستجوی تو ممنون شوق خویشتنمکه ننگ تهمت همراهی قدم نکشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth