شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صف مژگان تو دل را چمن سینه کندنگه گرم تو جان در تن آیینه کند
۲
چشم بد دور فلک گوشه چشمی داردغم پارینه ما را می پارینه کند
۳
شهد الفت به قوام آمد و حسرت باقی استعمر جاوید علاج غم دیرینه کند
۴
آنکه یکرنگی ما را گل بی رنگ شناختدل ما را برد آیینه بی کینه کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth