خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوالهوس لاف محبت زد و آزار کشیدکور دل صورت آیینه به دیوار کشید
۲
شور دیوانگیم درس محبت آموختکارم از خدمت زنجیر به زنار کشید
۳
قطره خون شد و در دیده حیرت جا کردهر گلابی که دلم زان گل رخسار کشید
۴
خواب شیرین اجل هم نکند مخمورشاز لبت هر که می تلخ به گفتار کشید
صفحهٔ ۱ از ۲