شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داردم شوق تو بیتاب سفرشمع بزمم شده مهتاب سفر
۲
بستر راحت من سیماب استدر وطن برده مرا خواب سفر
۳
شوق خضر ره و من باد صبابی سر انجامیم اسباب سفر
۴
در ره تفرقه دل چو غبارهست جمعیت من باب سفر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth