شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست اگر داری به غیر از دامن صحرا مگیرپرنیان خار تا باشد به مسند جا مگیر
۲
گرد خاطرها مگرد و راه بر گلها مگیردر دل یاریم از این خوشتر سراغ ما مگیر
۳
ناتوانی قوتی دارد که خارا موم اوستکوهکن را در حساب مردم دانا مگیر
۴
زور بازوی نزاکت عرض عزت می بردپنجه با خورشید اگر گیری به استغنا مگیر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth