شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل گرفتار نقش بالینشصبح دل چاک خواب شیرینش
۲
در ره کفر و دین غبار شدمپی نبردم به دین و آیینش
۳
گر ز قتلم هنوز راضی نیستمرغ روحم شکار شاهینش
۴
سخن آهسته تر ز حسرتیانبرده فرهاد خواب شیرینش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth