خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوابم شده تا سرمه بیداری توفیقصبح از شب من می طلبد یاری توفیق
۲
محراب نیازی شده هر موج سرشکمتا قبله دل گشته مددکاری توفیق
۳
در سایه مژگان تو بر بال کند نازپرواز دل ما ز هواداری توفیق
۴
از ننگ غبارم به گلستان ننشینددستم گل دامان سبکباری توفیق
صفحهٔ ۱ از ۳