خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیاله بر کف و چشم تو در نظر دارمدماغی از گل پیمانه تازه تر دارم
۲
همیشه مستی من جام جم به کف داردخبر ندارم و از عالمی خبر دارم
۳
ز سینه صافی خود در حصار فولادمز سنگ طعنه بدخواه کی حذر دارم
۴
به دامن مژه اشکم غبار می ریزدچه شد که مایه صد بحر در جگر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲