شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو جنون کز سنگ طفلان خانه‌ای پیدا کنمخواب راحت چون شرر در بستر خارا کنم
۲
می‌روم تا از غبار خاطر و سیلاب اشکخنده بر سامان دشت و مایه دریا کنم
۳
آرزو دارم که از اعجاز بخت واژگوناو نماید لطف و من دانسته استغنا کنم
۴
گر نمانده باده مستی غم ساقی کجاستآن نیم کز بهر جامی ترک این سودا کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth