خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آشفته دلی دارم چون ساغر بد مستانبی صرفه منه زاهد سر در سر بد مستان
۲
رندانه گذر کردم بر غفلت و آگاهیآن نسخه هشیاری این دفتر بد مستان
۳
زاهد به خدا بگذر از کرده ما بگذرپرواز جنون دارد بال و پر بد مستان
۴
آن بار ندامت را این بار ملامت راناصح سگ هشیاران زاهد خر بد مستان
صفحهٔ ۱ از ۱