خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنون دانسته گستاخ تماشا میکند ما راکه میداند حجاب عشق رسوا میکند ما را
۲
به ذوق بیخودی با بوی گل برگ سفر داریمنیاید گر بهار از پی که پیدا میکند ما را
۳
اگر دل زیر بار غم نباشد بیم رسوایی استسبکروحی خجل از کوه و صحرا میکند ما را
صفحهٔ ۱ از ۱