شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۰

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که گشتم خاک ره پروای افلاکم چرامن که کردم ترک سر از دردسر باکم چرا
۲
رشک دل با دیده کم از اختلاط غیر نیستکس چه می داند که در بزم تو غمناکم چرا
۳
انتظار باده را هم نشئه ای در جام هستگر نمی دانی مقیم سایه تاکم چرا
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth