شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۲

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بی سرمایگی دادم سرانجامی سر خود رابه دست صد شکست دل سپردم ساغر خود را
۲
چنان سیر چمن شد در گرفتاری فراموشمکه هرگز از قفس نشناختم بال و پر خود را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth