شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۶

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرده ام مرغی سبکروحی امید و بیم رااضطرابم در بغل دارد گل تسلیم را
۲
شوخی پرواز او بال گرفتاری خوش استمی کنم در کنج عزلت سیر هفت اقلیم را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth