خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهر پاس عشق خاموشی نشد دمساز ماپر بلند افتاده بود این پرده آواز ما
۲
آنقدر وسعت ندارد زود رسوا می شودآسمان را نیست تاب شوخی پرواز ما
صفحهٔ ۱ از ۱
غزلیات ناتمام