شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۰

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمت به جام هر که شراب نگاه ریختاول ز رشک،خون من بیگناه ریخت
۲
آیینه شبنمی است که از شرم روی تویک قطره عرق شد و بر خاک راه ریخت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth