خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جام لاله پر می شد وقت بادهنوشیهاستمیپرست را امروز باغ دلگشا صحراست
۲
وقت میخوری دیدم گرمیی ز چشم اورند لاابالی را یار گرمخون صهباست
صفحهٔ ۱ از ۱
غزلیات ناتمام