شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۳

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرح سودای تو از گریه زارم پیداستبرگ برگ چمن از ابر بهارم پیداست
۲
جای اشک از مژه خاکستر دل می ریزدحاصل سوختن از سایه خارم پیداست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth