شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۹۰

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با تماشای تو سیر گل و گلشن ستم استتا توان رفت به قربان تو مردن ستم است
۲
بر دل ما که ز خونگرمی یاران شکندآتش افروختن کینه دشمن ستم است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth