شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شراب لعل که سرمایه حیات من استکه جوش خضر جگر تشنه نبات من است
۲
ز بحر تشنه لبی التجا به کس نبرمدل شکسته من کشتی نجات من است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth