شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۰۶

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به راحت ندهم پاس محبت این استمژه بر هم نزنم خواب فراغت این است
۲
سینه صافی است غباری که ز راهم برخاستاثر ساده دلیهای عداوت این است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth