شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون گل آشفته و چون شعله سوار آمده استصبح رویش ز شبیخون بهار آمده است
۲
خیره چشمان مژه ها را صف پروانه کنیدگرد راهش ز چراغان شرار آمده است
۳
در لحد پنجه رسوایی مجنون گیر استچاکش از دل به گریبان غبار آمده است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth