شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در حقیقت عاشق و معشوق را دل‌ها یکی استشیشه را از روی نسبت اصل با خارا یکی است
۲
هست شام هجر ما آیینه صبح وصالنور و ظلمت پیش چشم مردم دانا یکی است
۳
ناوکش چون بر دلی آید ز صد دل خون چکدعالمی را در گرفتاری ز بس دل‌ها یکی است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth