شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دامان فتنه گل به میان سخن شکستدریاب توبه را که خمار چمن شکست
۲
از بوی نافه خون دلم جوش می زنداز خوی طره که دماغ ختن شکست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth